براش بنویس که بدونه................
براش بنویس دوستت دارم آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد
می برن ولی یه نوشته , به این سادگیا پاک شدنی نیست . گرچه پاره کردن یک کاغذ
از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس .. تو ... بنویس
بگذارسرنوشت هرچه میخواهدببارد...................ماچترمون خداست!!!!
براش بنویس دوستت دارم آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد
می برن ولی یه نوشته , به این سادگیا پاک شدنی نیست . گرچه پاره کردن یک کاغذ
از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس .. تو ... بنویس
براش بنویس دوستت دارم آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد
می برن ولی یه نوشته , به این سادگیا پاک شدنی نیست . گرچه پاره کردن یک کاغذ
از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس .. تو ... بنویس

اون لحظه كه گفتي:يكي بهتراز تورو پيداكردم،ياداون لحظه اي
افتادم كه به صدنفربهترازتوگفتم:من بهترين رو دارم.............؟
دلم میخواهد بازی کنم تا رفتنت را از یاد ببرم...
سنـگ...کاغـــ ـذ...قیچـــی ...
اما یادم می آید" عشـق قیچی شد!
وقتی تو سنگ شدی!
و من کاغــــــذی بی رنگ...!!!اصلا...دلم ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺮﻭﺩ… ﯾﮏ ﮔﻮﺷﻪ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ….
....ﭘﺸﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ…..
ﭘﺎﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻐﻞ ﮐﻨﺪ
ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ:ﻣﻦﺩﯾﮕــﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﻤﯿﮑـــﻨﻢ.......................
باید فراموشت کنم
چندیست تمرین میکنم
من می توانم! می شود!
من می پذیرم رفته ای
و بر نمی گردی همین.............

چقـَ ـــدر سَختـ ـه دِلــت پیشه کـَسی باشــه کــه ازت خیلــی دوره
چقـَ ـــدر سَختـ ـه از عشقـِت بگذری و دِلتـُــو بـِشکنـــی کــه یــه وقـــت در نبودت اون نشکنـــ ـه
چقـَ ـــدر سَختـ ـه احساساتتو هر شب تــــُــــوی دفتــری بنویســی کــه جــای اشکــات نوشتـــ ـه هاشــو پــاک کــرده
چقـَ ـــدر سَختـ ـه بدونــی تنها یه معجزه توروبه اون میرســونــه
چقدرسخته...............؟؟؟؟
قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود
به هر كي عاشقه بگو ، غم كه يكي دو تا نبود
بگو تا وقتي زندهام ، نگاه تو سهم منه

باید اسمم را
در کتاب گینس ثبت کنم
تا همه بدانند یک نفر با
سنگین ترین بار دلتنگى
روى شانه هایش
تو را دوست دارد…
آفتاب که می تابد،پرنده که می خواند،نسیم که می وزد،با خودم میگویم
حتمأ حال تو خوب است که جهان این همه زیباست !
حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم
آخ .. تا می بینمت یک جور دیگر می شوم
با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند
یاسم و باران که می بارد معطر می شوم
میل میل ِ توست اما بی تو باور کن که من
در هجوم بادهای سخت ، پرپر می شوم ...


سلام به همه ی دوستانه عزیز سال ۱۳۹۱ روبه همتون تبریک میگم عیدهمتون مبارک باشه.انشاالله سال خوبی داشته باشیم...............
باتشکر:(سامیار)

قصه از آنجا شروع شد که................ خيلي عصباني بود,گفت اگه دوستم داري ثابت کن گفتم چه جوري؟ ....تيغو برداشتو گفت: رگتو بزن.
گفتم مرگ و زندگي دست خداست گفت:يعني دوستم نداري... تيغو برداشتمو رگمو زدم,وقتي داشتم تو آغوش گرمش جون مي دادم, آروم زير لب گفت: اگه دوستم داشتي
تنهام نمي ذاشتي...!!
هنوز نبودنت را یاد نگرفته ام!!!
روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند...
و نمره ی من، باز می شود صفر...
گفتی شاید فردا نباشد
اخم کردم و به روم خندیدی!
چیزی در دلم فرو ریخت
گفتم :این یعنی چی؟
گفتی این یعنی انتظار بی پایان
حالا.....
تو زیر یه مشت خاک و من همه ی عمر منتظرم!!!
اگه عاشق نیستی پس تلاش نکن که طعمش رو بچشی.
چون تلخترین شیرینی روزگاره
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته
و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده می شد:
من کور هستم لطفا کمک کنید.
روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.
او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت
آن را برگرداند
و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.
عصر آن روز روزنامه نگار به آن محل برگشت
و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است
مرد کور از صدای قدم های او، روزنامه نگار را شناخت
و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود.
من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم
و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:
پرواز کن......
آنگونه که میخواهی
وگرنه...
پروازت می دهند...
آنگونه که می خواهند...

پس خیلی دقت کن.........
سهراب قایقت جایی برای من دارد؟!!!
صبر کن ای سهراب . . .!!! قایقت جا دارد . . .!؟؟
آری تو راست می گویی آسمان مال من است
پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین ، مال من است
اما سهراب تو قضاوت کن . . . بر دل سنگ زمین جای من است!!!
من نمی دانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست.
صبر کن ای سهراب . . .!!! قایقت جا دارد . . . !؟؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم